اسم مبارک« الله» چهار حرفست و اگر کسی بر آن واقف شود به حقیقت، همه اشیاء را می شناسد؛ چرا که آنها از او و با او و به سوی او و صادر شده از او می باشند، پس هر گاه « همزه» را انداختی باقی می ماند«لله» که اشاره است به « ولله کل شیء» یعنی همه چیز از اوست و اگر«لام» را انداختی و الف را گذاردی «اله» می شود که اشاره دارد به « وَ هُوَ الهُ کُلَّ شَیءٍ» هر چیزی به او موجود است. اگر«لام» و «الف» را انداختی « له» می شود، « وَ لَهُ کُلَّ شَی ءٍ» بازگشت هر چیزی به سوی اوست، اگر « لام» از کلمه « له» انداخته شود، «هُ» باقی ماند و « هو» لفظی است که دلالت دارد بر ینبوع (۲۷)عزّت حضرت احدیت و لفظ «هو» مرکب است از دو حرف « هاء» و « واو». لفظ « هاء» اصل است نسبت به « واو»، چون « واو» از اشباع ضمه « هاء» پیدا شد، پس در واقع « هو» یک حرف است و دلالت دارد بر وحدت حضرت احدیت.
« الله»، اسم ذات خداوند و مستجمع(۲۸) جمیع صفات کمال و جمال و جلال اوست.
خواص اسم اعظم خدا در سه اسم گذاشته شده که آن « بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الَّرحیم» می باشد و خاصیت اسم اعظم، در ولایت امیرالمومنین(ع) است.
« الله» اسم جامع و بزرگ و با عظمت حضرت واجب الوجود، جلّ و علا می باشد.
اسم اعظم، در اسمی است که اول آن « الله» و آخر آن « هو» می باشد.
امیرالمومنین(ع) در تفسیر کلمه « الله» می فرمایند: «اللهُ اسمٌ مِن اَعظَمِ اسماءِ الله عَزَّ وَ جَلَّ لایَنبَغی یُسَمّی بِهِ غَیرُهُ»(۲۹)
ترجمه: « الله» اسم اعظم الهی است که شایسته نیست احدی خود را به این نام بخواند.
خواص:
۱- ۱۰۰ مرتبه در هر روز موثر است در رفع تمام مشکلات زندگی.
- ۱۰۰۱ مرتبه در یک مجلس موثر است در رفع مشکلات و خطرات بزرگ زندگی.
۳- ۶۶ مرتبه، هر روز بعد از نماز صبح جهت حل مشکلات. در مداومت بر این تعداد تاکید شده است.
۴- جهت شفای مریض، ۱۰۰ آیه از قرآن خوانده ( بسم الله الرحمن الرحیم یک آیه محسوب می شود) سپس ۷ مرتبه « یا الله» گفته شود. حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند اگر این دستور را به سنگ بخوانند سنگ باز می شود. مریضی که تمام اطباء او را جواب کرده اند شفا می گیرد؛ حتی اجل محتوم (۳۰)چند روزی عقب می افتد.
رسول اکرم(ص) فرموده اند: کُلُّ امٍر ذی بالٍ لَم یُبدَأ فیهِ بِبِسمِ الله فَهُوَ أبتَرُ.
ترجمه: هر کاری که بنام خداوند شروع نشود ناقص و بی نتیجه خواهد ماند.(۳۱)
بدین جهت فرموده اند هر کاری که بنام خداوند شروع نشود ناقص و بی نتیجه خواهد ماند.(۳۲)
است و با وجود و حقيقت ارتباطي ندارد ،و در محاسبه ، پاكي و بدي نفس مشخص ميشود.
اگر نفس را مورد بررسي قرار داد، درآن صورت هستي را زيبا و پاك و حركت به سوي حقيقت
و كمال واطاعت از خدا ميبينند؛ كه اگر انسان به طبيعت در بهار دقت كند اين زيبايي و حركت
عالم به سوي خدا را بيشتر درك ميكند .
بهار با طراوتش خبر از پاكي و ارتباط خلق با خالقش را بيان ميكند كه هر دو زيبا و پاك است.
كه نوعا نوجوان و جوان مثل بهار وجودشان پاك و زيباست ولي بايد اين مناسبت با خدا را كه
زيبا و پاكتر است را بدست آوردو نگه داشت .
همانطوريكه قرآن اين مناسبت را بصورت زيبا بيان ميكندو مي فرمايد:
"إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبهُُمْ وَ إِذَا تُلِيَتْ
عَلَيهِْمْءَايَاتُهُ زَادَتهُْمْ إِيمَانًا وَ عَلىَ رَبِّهِمْ يَتَوَكلَُّونَ(انفال/2)
اينها وقتي از خدا و زيباييهاي خدا را مي بينند، به طرفش ميروند.
مزاج انسان باغذاي سالم و پاك مي سازد ،غذاي مسموم وجود انسان را به خطر مي اندازد
بچه ها بادوستانشان و اسباب بازي خوشحال مي شوند؛ همه حرف زير سر اين مناسبت
است كه انسان مناسبتي با عالم پاكيها و زيباييها دارد .
كسي كه ميلش با خدا وعلاقه به پاكيها باشد تا آنرا به كمال ميرساند،ارام ميشود زماني كه
در مراجعه وجودمان ميبينيم همه چي قاطي شده وشور و نشاط بهاري را نداريم از همه چيز و
حتي گاهي ازخودمان بدمان مي آيد.
اين يعني فطرت پاك و بهاري را آلوده كردن، پس درصورت محاسبه روشن ميشودو در اينصورت
هر دردي ،درماني دارد. قران مي فرمايد:
"وانيبواالي ربكم "(زمز54 )به سوي پروردگارتان برگرديد
يعني عذر خواهي از آلوده كردن ظرف وجودمان به خدا و بعد شستن واصلاح كردن ظرف و بعداز
آن جبران مافات است .همانطوريكه بهار محصولش را در تابستان به نتيچه مي رساند مغرور
ميشود،خداوندطراوتش را ميگيرد و همه چيزش را در پاييز خزان ميكند ،موقعي كه بهار آگاه
ميشود غير ازخدا هيج نميبيند و حتي خودش رو نشان نمي دهد ؛ بعد از سه ماه گريه و زاري
و خداوند دوباره بهش فرصت تازه جهت اظهار بندگي ميبخشد .
زاهد غرور داشت و سلامت نبرد راه رند از ره نياز به دارالسلام رفت
گفت آن الله تو لبيك ماست چو آن نياز و درد و سوزت پيك ماست
ترس وعشق تو كمند لطف ماست زير هر يا رب تو لبيك هاست
اي كه دستت ميرسد كاري بكن پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار
نتيجه : از بهار حقيقت ،پاكي و زيبايي ،تلاش وخدمت به خلق خدا وحركت به سوي محبوب
واقعي"خدا" را ياد بگيريم و زماني كه احساس آلودگي ميكنيم، مثل باران در بهار كه همه چيز
را پاك ميكندوگلها را معطر و شبنم نشين ميكند ،وجودمان رابا برگشت به خدا و جبران گذشته
بهاري كنيم.
كمبودها و عيبها آشكار مي شود و واقعيت درون انسان را نشان ميدهد .
همانطوري كه در آخر سال دولت و مجلس بودجه سالانه كشور را حساب مي كنند و از كاركرد
وعدم كاركرد حساب بدست مي آيد،تا در آينده بابرنامه ي دقيقتربتوانند به امور رسيدگي كنند.
انسان هم در آخر سال بايد از اعمال سال گذشته ي خود حساب بكشد و معيار محاسبه بايد
گفتار وكردار باشد.
كه در اين مورد خداوند ميفرمايد:
"وَ إِن تُبْدُواْ مَا فىِ أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّهُ "(بقره /284)
خداوند شما را با آنچه كه آشكار مي كنيد و آنچه كه پنهان ميداريد ،بازپرسي خواهد كرد .
شايد سبب اين كار آن است كه چون حق تعالي ميداند كه بندگان اسير وسوسه هستند و
قادر به رفع كامل آن نيستند ،معيار محاسبه را گفتار وكردار قرار داد و هر كس به ميزان هوا و
هوسش در حريم شيطان و جنودش با حربه ي خطرناك وسوسه به جنگ درون ميپردازد.

در آينه ي تهذيب ،نفس خود عيان ديدم ميلش به بديها را بيش از دگران ديدم
جويا شدم آخر اين ميل پليد از كيست ناگه به درون دل ابليس نهان ديدم
گفتم زچه در نفسم منزل بگزيدي تو گفتا كه هوس در تو،بيش از همگان ديدم
"خواجه عبدالله انصاري"
نتيجه:خونه تكوني دل كردن باعث مي شود كه واقعيتهاي درون آشكار شود وبعد از آن
انسان تصميم بگيرد كه از بديها دوري وتوبه كند و بعد از توبه از اعمال وكرده خود هر روز
و هر ماه و هر سال محاسبه ي نفس كند.

همه اجزاي عالم حق است و ما در مقابلش هستيم، نبايد خودمان را از حقيقت و واقعيت دور
بدانيم بلكه وجود ما دلالت برحق است.
ديگر اينكه حق را حاضر و ناظر ببينبم "ياحاضر يا ناظر" در اين صورت آيينه وجود ما صاف و پاك
مي باشد و حقيقت را آنگونه كه هست زيباتر نشان ميدهد .
آيينه شو جمال پري طلعتان طلب جاروب كن خانه سپس مهمان طلب
چند روز به عيدنوروز نمونده كه همه جاي ايران خونه تكاني ،پاكيزگي و خريد لباس و وسايل
جديدخانگي است تا خودشان را براي عيد آماده كنند.
امّا غفلت از اينكه از عمر ما يكسال كم ميشود در حالي كه براي انجام وظايف بندگي هيچ
برنامه ريزي نكرده ايم .
کی دلش رو خونه تکونی کرده ؟ کی غم و غصه رو از دلش بیرون کرده؟ کی کینه ها
روخاک کرده و جاش محبت رو توی دلش جا داده ؟
الهي دلمون رو خونه تكاني نكرديم ،دلهاي ما پر از گناه و كينه است ،بازم خودمان را پاك و
بزرگ مي بينم ولي افسوس كه آنگونه نيستم .
حضرت علی علیه السلام می فرمايند:"كل يوم لا يعصي الله فيه ،فهو يوم العيد"
"عيد روزي است كه در آن روز نافرماني خدا و گناه نباشد"(نهج البلاغه فيض ،ص 1286)
نتيجه:اگر كسي بخواهد در حريم قدس الهي قدم بگذارد ، با خدا و اهل بيت (عليه السلام)
آشنايي و رابطه بيشتر داشته باشد ، عمل صالح انجام دهد و عمرش را تبديل به غصه نكند
بايد خدا را در همه جا حاضر و ناظر ببيند و خودش را مثل فرش بتكاند تا گرد و غبار آلودگي و
تعلقات مادي را بريزد .
در اين مورد زندگي بزرگان دين براي ما درس است ، در لحضات آخر عمر مرحوم آيت الله
بروجردي(ره ) كه خودشان فرموده بودند:من در هشتاد و چند سال عمرم حتي يك دقيقه از
عمرم را بيهوده نگذرانده ام. "روحش شاد و يادش گرامي باد"
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

هركس كه بيشتر احساس درد ميكند نسبت به ديگران آگاهتر است وسريع به دنبال طبيب
ميگردد تاوجودش به خطر نيفتد پس بي دردي مساوي است با جهل ،بي احساسي و بي
ادراكي است مثلا:
اگر نماينده اي در جامعه ي خود درد همنوع خود را كشيده و احساس كرده باشد،
بهتر ميتواند به درد جامعه رسيدگي بكند وجامعه را به سوي پيشرفت رهنمون كند .
و بالاترين درد كه عرفا آن را مقدس ميشمارند ،درد خدا جويي است،انسان در اين دنيااحساس
غربت و بيگانگي ميكند. چون دنيا ،دار فاني و زودگذر و غير قابل دلبستگي است.
"الدنيا سجن المؤمن"دنيا زندان مؤمن است .پس علاج اين درد پرستش،نزديكي به خدا و
اهل بيت "عليه السلام"است.
هركسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش( مولوي )
نتيجه: وجود درد در انسان نعمت است و اين درد موجب بيداري و درمان، حركت به سوي خدا
و اصل خويش مي شود.

مميزه درانسان چيست ، انسان كيست ،كجايي است و به كجا مي رود .
در روايت آمده است كه جواني در كوچه هاي كوفه ،به خواندن اشعار هرزه مشغول بود . روزي
حضرت علي (عليه السلام)با وي برخورد كرد ،به او فرمود:كتاب وجود خودت را داري پرميكني،
اين امانت الهي را با چه پر ميكني ؟
انسان بايد از نفس خود حساب بكشد و مسير خود را مشخص بكند ،عمرها محدود است و
فرصت ها كم، پس چقدر سخت است.
مثلا اينكه همين ديروز بود كه خود را براي عيد آماده مي كرديم، از بس عمر زود ميگذرد كه
گويي همين ديروز بود،ولي افسوس كه هر لحظه مثل برق وباد مي گذرد وما ازخود خبر نداريم
طبق فرمايش اهل بيت (ع)انسان ابدي است و از بين نمي رود ،پس ما الان هستيم و وجود
داريم و هرچه كه به وجود آمده از وجود انسان است .
نتيجه:
بايد توجّه كنيم كه اين انسان است كه با فكر وعملش خويشتن را مي سازد وما ابديّت رادر
پيش داريم،پس بايد بادستورات قرآن و اهل بيت (ع)خودمان را در خور ابديّت بسازيم 
عبارت است از: جمادی ، نباتی ، حیوانی و انسانی .
در میان اینها انسان از وجود بهره ای بیشتری برده است، لذا انسان که وجودش ممکن
و دارای استعداد است به اندازه استعداد و تلاشش در دنیا از رحمت و نعمت خدا بهره می
برد و این استعداد و توانایی را همه مخلوقات ،مخصوصا انسان موقعی که لباس وجود را
پوشیده ، همراه خود دارد .
دلیل این حرف در آیه ای از قرآن آمده است.
"وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى "(نجم/39)
(1) به اندازه تلاش انسان بهره می برد.
(2) تلاششان باید هدف و برنامه داشته باشد و آن هدف رضایت الهی و برنامه طهارت انجام
دستورات الهی و دوری ازمحرمات است ،چرا که کار عالم با هدف و حساب و برنامه است و
انسان با حساب و برنامه به جایی میرسد و اگر کسی در کار خودش در دنیا موفق نشد پس
آخرت خود را نیز خراب کرده است، پس بایدخودش را ملامت کند نه دیگران را.
لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ ( الواقعة79)
نتیجه کلی : کار نظام هستی با حساب و کتاب است . هر چقدر تلاش و اطاعت از خدا بیشتر
باشد بیشتر از فیض و رحمت الهی بهره مند میشود ، پس عالم با تنبلی و خواب و غفلت
نمیسازد و در عالم محرومیت نیست و خدا هیچ کس را محروم از نعمت هایش نمی کند.
هر روز، روز خداست ولی روزهایی است که خداوند به آن روز ارزش و عنایت و اهمیت بیشتر
میدهد؛عظمت و قدرت خویش را در آن روز بیشتر نشان می دهد مانند روز خلقت هستی ،
روز خلقت اشرف مخلوقات حضرت پیامبر اسلام ،روزهای پیروزی حق بر باطل مثل پیروزی
موسی بر فرعون،ابراهیم بر نمرود و سایر پیروزی های انبیا و اولیای الهی که تا زمان ما
پیروزی انقلاب بدست بنیانگذار انقلابحضرت امام خمینی(ره) در 22 بهمن که واقعا خداوند
عظمتش را در این روزها نشان داده است.
بیان این مطلب که آفرینش همه زیباست و در بین آفرینش روز تولد انسان کامل-پیامبر اسلام
(صلی الله علیه وآله وسلم)-روشن و زیباتر است .
چون خداوند زیبایی مطلق و کامل است ،انسانها را با فطرت پاک و زیبا خلق کرده و پیامبر را
به عنوان الگوی کامل انسانی قرار داده پس به این وسیله راه بندگی را به انسان نشان داده است.
دوران حکومت پیامبر (ص) که آغاز حکومت توحید بر نفس و غلبه نور بر ظلمت است ،پروردگار
عالم به انسان ها دستور اطاعت از انسان کامل را داده -انسان کامل کسی است که
گفتار وکردارش همه بر طبق قرآن باشد- و چقدر زیباتر که قلب نازنینش مکان نزول قرآن
باشد و این مظهر زیبایی خداوند است که الگوی زیبا برای بشریت می باشد.
پیامبر اسلام دو بعد دارد : بعد بشریت که لازمه ی بندگی است و بعد رسالت که در اثر
بندگی خدا به آن رسیده است .
او مظهر زیبایی پایدار و واسطه ی فیض حق بر مخلوقات است وهر کسی به هر اندازه
پیامبر را الگو در زندگی قرار دهد وشبیه ایشان باشد ،به همان اندازه بهره ای از حکومت الله
که نور و روشنایی بوده فیضی برده است.
نتیجه گیری:"وذکرهم به ایام الله"
(1)برقراری حکومت الله
(2))انتخاب الگوی زیبا و پایدار
(3اطاعت از رهبری و ولایت
(4)و در آخر ذکر فضل و رحمت الهی در حکومت الله و کمک به پایداری آن حکومت
در طول زندگی افراد باید افکار و علم و عملشان کاربردی باشد،به این معنا که تنها چیزی که
بیش از هر امری به کار ما می آید ،این است که خودمان را بدانیم وبشناسیم وعمل کنیم،
چرا که می خواهیم برای خدابنده لایق ودر خور ابدیّت باشیم و لازمه ی بندگی و انسانیّت
علم و عمل است.
_علم یعنی شناخت از خود وخدای خود که متکی بر شناخت نفس است.باید تمام همّ وغمّمان
زندگی انسانی و خدایی باشد و این لازم است که نفس و صورت های نفس را که ما را
می سازد ،بدانیم.و آن صورت ها عبارتست از:
(1)افکار:اینکه مواظب افکارمان باشیم ،چرا که افکار ما است که گفتار می سازد؛
(2)گفتار:مواظب گفتار مان باشیم چرا که گفتار ما است که رفتار را می سازد ؛
(3)رفتار:مواظب رفتارمان در زندگی باشیم ،چرا که رفتار اگر تکرار شود عادت می شود ؛
(4)عادت:مواظب عادت هایمان باشیم ،چرا که اگر عادت ها در زندگی شخصیّت انسان را می سازد ؛
(5)شخصیّت:مواظب شخصیّتمان باشیم ،چرا که شخصیّت ما سرنوشت ما را می سازد ؛
و این یعنی سرمایه گذاری خداوند برای بشر به عنوان انسان و در نهایت اینکه خداوند در مورد
این پنج صورت ثبت و ضبط می کند و آن هر چه هست خودمان هستیم.
پس این یعنی امید و رشد و حرکت ،محبّت و عشق الهی به بشر است و اینکه بدانیم زرع و
زراعت به دست خودمان است."الدنیا مزرعة الآخرة"
واز نظر محققین شیعه نفس "عبارت است از جسم نورانی از عالم قدس که در بدن مانند چراغی است که نورش به همه اجزای بدن می رسد و بدن را برای نیازهایش به کار میگیرد"
نفس شامل مجموعه غرایز و احساسات آدمی در وجود انسان است.
هر چه اطاعت از نفس بیشتر شود (یعنی نفس در بدن حاکم باشد)عقل و روح تاریک می شود و هرچه اطاعت از عقل و دستورات الهی بیشتر شود نفس ضعیف میشود.
به همین خاطر پیامبران برنامه ای برای تهذیب نفس و تقویت روح از طرف خداوند برای بشریت آورده اند .
مصداق بارز بر این مساله سوره حشر آیه 18 است:"{ای کسانی که ایمان آورده اید تقوا پیشه سازید و هر کس باید بنگرد(تفکر کند) که چه چیزی برای فردا از پیش فرستاده است.}"
نتیجه کلی:اینکه سرچشمه سعادت و شقاوت انسان در گرو شناخت نفس و تربیت آن میباشد...
"ای برادر تو همه اندیشه ای ما بقی را استخوان و ریشه ای
گر تو تاریک و ملول وتیره ای دان که با دیو لعین هم شیره ای"
" والسلام"